معلوم شد خریدار و دختر شباهت های زیادی با هم دارند - هر دو اهل کانادا و حتی از یک شهر هستند. اینطور که معلوم است، آنها حتی آشنایی مشترک دارند! سپس آنها به سراغ خاطرات مهمانی های جنسی در روزهای دانشگاه رفتند. چگونه می توان چنین ملاقات مهمی را بدون رابطه جنسی انجام داد؟ دختر آنقدر روشن بود که بدش نمی آمد با خروسش نزدیکتر ارتباط برقرار کند. خوش شانس برای مرد. ))
این چه پسری است! و دخترها سرسخت هستند، شما نمی توانید آنها را با یک دسته از پسرها بترسانید. این خیلی دیک است! یکی میزنه اینجا یکی اونجا خفه نشو. چگونه می توانند به همه خدمت کنند، من نمی توانم آن را باور کنم. جنگلی از خروس ها و دریایی از تقدیر. آنها تمام بدن دختران را قطع می کنند. و ریختن و ریختن - به طور کلی معلوم است که دختران مانند یک دوش اسپرم گرفته اند. خوب شد که خفه نشدند.
♪ من یک دختر چاق بزرگ هستم که می خواهم تقدیر کنم ♪