چه معرفی خوبی برای پدر و مادر دوست دختر. اگرچه نامادری مادر خودش نیست. با این حال، او تصمیم گرفت سهم خود را در تربیت پسرخواندهاش انجام دهد. روشی که او انتخاب کرد، درست است، محبوب ترین نیست - من آموزش جنسی دارم. اما من فکر می کنم این یک تصمیم بسیار شجاعانه است. با توجه به اینکه او مادر خودش نیست، نمی توان آن را محارم دانست; از طرفی برای شوهر این خانم نمی توان آن را خیانت نامید. چون پسر خودش است. همه برنده اند!
دختر مقصر بود و پدرش او را از استفاده از وسایل منع کرد. اما چه مردی می تواند در برابر مکیده شدن دیک مقاومت کند؟ نه مرد! و این عوضی فوراً گاو نر را از شاخ یا بهتر بگوییم فلفل گرفت. و تمام شد - اراده پدرم برای سخت گیری فوراً محو شد و او آن را مانند یک فاحشه معمولی به او داد. از طرفی همه چیز خوب پیش رفت. حالا هر وقت بخواهد می تواند آن دختر شلخته را لعنت کند!
خوبی هاستل آشنایی های معمولی و رابطه جنسی است که شما را به هیچ چیز مقید نمی کند. در این مورد، آن مرد واقعاً خوش شانس بود که توانست با دو نفر از این بلوندهای زرق و برق دار برخورد کند. به خصوص جوان تر، خوش قیافه، با بیدمشکی مرتب، جوانان نسبتاً محکم و چهره ای زیبا است. اما بزرگتر بسیار پرشور است. می بینید که او سعی می کند تا جایی که می تواند مایع شفابخش را از مرد بیرون بکشد. احتمالا می خواهد جوان شود.